Saturday, May 12, 2007

سه نفری که آبروی رهبری را خواهند برد

چند وقت پیش بحثی در مورد ایران در گرفت درمورد سه نفر که تقریبا به اتفاق به این نتیجه رسیدیم که این سه نفر ابروی رهبری را خواهند برد
اگرچه صحبت در این مورد زیاد است ولی من به اختصار به این سه نفر اشاره خواهم کرد که این سه نفر چه کسی هستند و علت اینکه به این امر متهم شدنند چیست
اول باید به سراغ سلطان واعظ طبسی رفت. که به راستی در حال سلطنت بلامنازع د رخراسان سابق است. از چنان قدرت و ثروتی بهرمند است که بی همانند و مثال است. و از طرفی چنان در فساد فرو رفته که ختم کار او جز با افتضاح و سرافکندگی متصور نیست. این قدرت تا انجا پیش رفت که دولتمران ایران از ترس قدرت این مرد خراسان رابه سه قسمت کردنند. این مرد بعلت سلطنت طولانی خود که به هیچ نهادی پاسخگو نیست به یکی از مشکلات رهبری تبدیل شده است از طرفی قادر به برداشتن او نیستند واز طرفی چنبره قدرت خود به شکلی مخوف در حال ریشه دواندن است گذشته از فساد مالی فرزند خود که قدرت دستگاه قضایی ایران را به چالش کشید.دخالت در مسایل سیاسی و اجتماعی بدون احساس مسولیت دیگر به صورت زجر اوری درامده است
نفر دوم در این میان محسن رضایی این فرمانده اسبق سپاه و مرد کت و شلواری کنونی است!که دیگر از طرف هیچ گروهی به بازی گرفته نمیشود سوابق ضعف مدیریتی او در جنگ گرفته تا جایگاه کنونی خود در مجمع تشخیص مصلحت نظام نشانگر رشد بی دلیل و ناحق این مرد است.عدم اطمینان سیاسیون ایران به این مرد از وی یک فرد شورشی و عصیانگر ساخته است که همین مسئله باعث نابودی او خواهد شد.ولی انچه مهم است تصمیم وی برای همراه بردن بسیاری به این گرداب است که نشان از تصمیم این فرد در کارهایش است
دوستی خاطره ای میگفت درمورد اینکه این سایت بازتاب که با شلوار راه راه خانگی و دمپای محسن رضایی و مساعدت کیهان جان گرفت با همان شلوار راه راه و دمپای خاتمه خواهدیافت.
نفر اخر این لیست هاشمی رفسنجانی است که درمورد وی بسیار سخن رفته است تنها به این بسنده خواهم کرد که بگویم مهمترین مسئله ای که این پیرمرد را نابود خواهد کرد حس حسادت او است که همانند سرطان تمام وجود وی را فرا گرفته است و طبعا در این مسیر وی بسیاری را با خود خواهد برد
این سه دریک چیز شریک هستند در صورتی که قدرت خود را در خطر ببینند رهبری را هم شریک خود خواهند کرد
دلیل قدرت یافتن این سه نفر بقای طولانی مدت در راس قدرت بدون نظارت است

Labels: , , , , , , , , ,

اگر اهل سیاست و اجتماع هستید تبادل لینک کنید: Balatarin

Thursday, February 15, 2007

شایعه مرگ رهبری و برکناری احمدی نژاد

در این چند هفته دو خبر مهم در رسانه های ایران به ان پرداخته شد که یکی مسئله مرگ رهبری و دیگری پایان یافتن قدرت احمدی نژاد و احتمال استیضاح یابرکناری او است
دراین نوشتار کوتاه منشا و دلایل ان انتشار انرا مطرح میکنم.
ابتدا مسئله مرگ رهبری
بنظر میرسد دلیل اصلی این اعتراض مخالفین به سکوت رهبری در قبال مواضع احمدی نژاد است این شایعه به این دلیل به گسترش پرداخت که نشان دهد سکوت بامرگ از نظر انها یکی است! باتوجه به سکوت معنی دار رهبری در قبال سیاستهای اقتصادی و خارجی وانرژی هسته ای دولت این امر بر بسیاری روشن شد که حمایت رهبری از حالت حرف در امده و به عمل تبدیل شده است که در دوره های قبلی مشاهده نشده است که دلایل انرا قبلا اوردم.
در این حال باتوجه به انفعال بسیاری از گروه های سیاسی و عدم توانای برخورد به حربه شایعه روی اوردنند . تا نشان دهد سکوت نشانه مرگ رهبری است!
در این مورد حتی هاشمی که از موضع رهبری ناراحت بود زیرا اعتقاد داشت رهبری وی را کنار گذاشته است به قم رفت تا با علمای قم هم مشورت کند که در انجا هم به او گفته شد به حمایت از احمدی نژاد بپردازد که هاشمی به حالت قهر از قم خارج شد حتی با بعضی از علمای که به طور معمول دیدار میکرد راناتمام گذاشت.
اما شایعه مرگ رهبری را چه کسی انتشار داشت؟ بدون هیچ شکی منشا این شایعه داخلی بوده. احتمالا به تیم امنیتی قبلی به رهبری سعید حجاریان بر میگردد زیرا این تنها گروه فعال با سابقه امنیتی بوده که اکنون به فعالیت سیاسی میپردازد باتوجه به مصاحبه های که دیدم و نشریات انگلیسی زبان رامطالعه کردم به این نتیجه رسیدم که این کار به عهده عطریانفر گذاشته شده بود. که هم سابقه امنیتی داشت و هم با استفاده از موقعیت سرماخوردگی رهبری به بهترین وجه از ان استفاده کرد!پ
برکناری احمدی نژاد
مسئله دیگر شایعه برکناری احمدی نژاد بعلت ضعف در عملکرد اقتصادی بود که توسط مجلس استیضاح میشود! این فرضیه به قدری قوت داشت که مطبوعات غربی به بیشترین تمرکز به ان پرداختند باتوجه به اینکه درجریانات سیاسی و هسته ای متوجه حمایت اکثریت مردم از عملکرد دولت شدنند تنها نقطه ضربه پذیر که دولت حمایت مردم را ازدست میدهد تحولات اقتصادی دانستند.اقتصاد مریض و بیمار ایران که در طول سالیان بعد از انقلاب عدم کارای خود را نشان داده بود به پاشنه اشیل احمدی نژاد مبدل شد.
نکته ای که از ان غافل شده اند حضور ۸۵ درصدی جناج راست در مجلس شورای اسلامی است که گزینه استیضاح و یاسایر گزینه ها را محال می نمایاند.درواقع با این کار به خودکشی سیاسی میپردازند.
حال چه کسی به این امر پرداخت؟
با توجه به مصاحبه ها نوشته ها تقریبا منشا ان به سعید لیلاز بر میگردد .عقیده من این است که بیشترین دلیل طرح این مسله شخصی میباشد زیرا با به قدرت یافتن احمدی نژاد سعید لیلاز از هیئت مدیره شرکت ایران خودرو اخراج میگردد که احمدی نژاد دلیل انرا رانت خواری سیاسی اقای لیلاز میدانست
اقای لیلاز در یکی از مصاحبه هایش بعد از یک سال به قدرت رسیدن احمدی نژاد گفته بود که دولت۲۰۰میلیار دلار بدهی دارد! مقایسه با درامد سالانه ۶۰میلیاردی نفت!!!پ

نتایج سفر به قم احمدی نژاد و هاشمی و لاریجانی


Labels: , , , , , , ,

اگر اهل سیاست و اجتماع هستید تبادل لینک کنید: Balatarin

Thursday, February 08, 2007

مسابقه برای رفتن به قم برای چیست؟

مسابقه برای رفتن به قم برای چیست؟
نقش این شهر در سیاست ایران به نحو بارزی نمایان میشوداین سوال در خواننده اینجاد میشود که نقش قم در تحولات سیاسی چیست که بسیاری از سیاسیون به ان توجه خاصی دارند؟
قم به علت جایگاه مذهبی وسیاسی اکنون به نحو بارزی نمایان میشود تنها مراجعه به عراق و مرجعیت سیستانی که اصلیتی ایرانی دارد(جالب توجه که ایشان هنوز با پاس ایرانی سفر میکند)و نگاه به لبنان (شیخ حسن نصر الله که سالیان متمادی در قم ساکن بود دوستی میگفت حسن نصرالله فارسی را همانند خامنه ای حرف میزند!!!)و پاکستان و بحرین وعربستان و کشورهای دیگر متوجه حضور گسترده فعالیتهای قم را نمایان میکند که بوسیله شبکه پیچیدهای کنترل میشود.از حضور قوی قم در منطقه خاورمیانه است که علاوه برنفوذ مذهبی اکنون دارای نفوذ سیاسی هم میباشند.
درواقع غربیها اکنون به قدرت قم پی برده و نگاه خبرنگاران برای حضور در این شهر موید این نکته است که این شهر دارای موقعیتی بسیار پیچیده در سطح منطقه دارد برای مثال در قضیه عراق ارتش مهدی وابسته به مقتدی صدر در ابتدا به شدت با ایران مخالفت میکرد که با وساطت یکی از علمای قم این قضیه فیصله پیدا میکند واکنون از متحدان نزدیک ایران است.
این مطلب از بعد نفوذ قم درمنطقه است که بسیار گسترده است که بطور اجمالی به ان پرداختم .
اما سوال این است که نقش قم در تحولات سیاسی داخلی چیست؟ که همه سعی میکنند به قم بروند احمدی نژاد وهاشمی لاریجانی وابطحی(بعنوان سخنگوی خاتمی و انتقال دهنده نظرات او)چرا به قم میروند در واقع نقش قم در تحولات سیاسی بسیار میباشد اولین دلیل ان داشتن رای مطمین برای پیروزی در هر انتخاباتی است. ۲۰ درصد رای ایران متعلق به قم است!چگونه؟
درواقع جناح راست که بسیاری از مذهبی ها طرفدرا ان هستند در هنگام رای دادن به سخنان علمای قم و جامعه مدرسین نگاه میکنند وبی اعتنایی به چنین رای فاجعه بار است (در صورتی که یاد دارید اقای مشکینی اطلاعیه ای از طرف جامعه مدرسین صادر میکندو کار کردن با حزب مجاهدین انقلاب اسلامی را مجاز ندانست به زبان دیگر حرام دانست!).پ
دربخش دیگر در بسیاری از ارکان نظام روحانیت وابسته به جریان قم حضوردارد از انتخاب رهبری گرفته تا استخدام در اموزش وپرورش!نظر انها مهم است
چرا رهبری به قم میرود؟برای اینکه هسته نگهدارنده نظام قم است میرود که مشورت کند ودیدار تازه کند .
ولی حالا چرا هاشمی به قم میرود؟ ان هم بعد از ۱۶سال؟چون در واقع اکنون که از جریان قدرت تقریبا کنار گذاشته شده است میرود که دوباره پیوندهای خود را برقرارکند.درواقع فهمید که این بی توجهی به قم برایش در انتخابات ریاست جمهوری گران تمام شد. اما علمای قم هم با تردید به ان نگاه میکنند.
حال چرا احمدی نژاد به قم میرود ؟چون تازه به قدرت رسیده است به خوبی میداند که برای اینده سیاسی خود به قم احتیاج دارد.وبرای همین هم بشدت به نگاه قم امیدوار است.علمای قم هم با تمامی حرفها او را قبول دارند.
حال چرا ابطحی (خاتمی)به قم میرد؟بنظر میرسد بی توجهی به علمای طرازاول قم فاصله بین خاتمی و قم را زیاد کرده است در واقع عدم توجه به علمای دیگر وتنها دیدار با دو شیخ بیشتر ایجاد کینه کرده است
حال چرا لاریجانی به قم میرود؟ چون الان ۲۵سال است که به قم میرودکه بگوید :اقایون برای انتخابات ریاست جمهوری سال۱۳۹۳ برروی ما حساب باز کنید!!!!پ

Labels: , , , , , , ,

اگر اهل سیاست و اجتماع هستید تبادل لینک کنید: Balatarin